به لطف برادر خوبمون ، مدیر محترم وبسایت قافله شهدا ، و برنده شدن در مسابقه فرهنگی سایت مذکور ، به مدت یکسال این وبلاگ به سایت تبدیل و از این به بعد با آدرس : molaa.ir نیز قابل دسترسی می باشد.
باز هم از ایشون تشکر می کنم . / التماس دعا




به لطف برادر خوبمون ، مدیر محترم وبسایت قافله شهدا ، و برنده شدن در مسابقه فرهنگی سایت مذکور ، به مدت یکسال این وبلاگ به سایت تبدیل و از این به بعد با آدرس : molaa.ir نیز قابل دسترسی می باشد.
باز هم از ایشون تشکر می کنم . / التماس دعا
هوالعلی الاعلی
سلام ، چند وقته احساس می کنم خیلی در حق مخاطبین وبلاگ کوتاهی کردم . خصوصأ اون عزیزانی که ازم سوال پرسیده بودن و منتظر جواب بودن .
مثلأ یکی از دوستان گرامی چند سوال راجع به ازدواج پرسیده بودند که از همین جا ازشون عذرخواهی می کنم و میگم که در اسرع وقت جواب میدم . البته اگه جواب من به دردتون بخوره .
چند تا از دوستان و همکاران قدیمی تبریک گفته بودن که از همشون تشکر می کنم و میخوام که دعای خیرشون پشت سرم باشه .
اما چیزی که خیلی جالبه توهین های یک مخاطب ! به اسم " آشنای غریب " هستش که اصلأ نمیخوام جوابی به توهین هاش بدم چون دلم براش میسوزه . مثل همیشه .... !
دوست گرامی شما که نمیتونی نظر ناشناس بذاری ، خب نذار چون فردا پس فردا من میام محل کارت اونوقت نمیدونم چطور میخوای چشم تو چشم من بشی .... خدا بیامرزه اونی رو که گفته : کافر همه را به کیش خود پندارد .... امیدوارم خدا هدایتمون کنه .
در آخر هم اینکه قراره از این به بعد بیشتر باشم و بیشتر بنویسم . قول میدم که لطف همه تون رو جبران کنم .
التماس دعای خیر/ یا علی و یا حق

وقتی اسم کربلا میاد ناخودآگاه دل آدم پر غصه و دلتنگی میشه
حالا وقتی مسافر کربلا داشته باشی این دلتنگی بیشتر میشه
و هر چی این مسافر بیشتر بهت نزدیک باشه ، آه و حسرتت بیشتر ...
به اندازه خود کربلا دلتنگ کربلام ...
دلتنگ رقص اون پرچم سرخ روی گنبد ، قدم زدن تو بین الحرمین
دلتنگ کبوترهای حرم ...
شیش گوشه ، خیمه گاه ، علقمه ، کف العباس و ...
ارباب دلم خیلی تنگته ...
.................................................................................
پ.ن.1 : خیلی التماس دعا / یا علی و یا حق
روضه خون بالای منبر میره
از زبون رقیه میگه :
بابا ؛ من پدربزرگم علی ِ که سر نماز انگشترشو به فقیر داد ؛
بابای مهربونم ؛ من عموم حسن ِ ؛ کریم اهل بیت ِ ؛
بابا ؛ من بابام حسین ِ ؛
بابایی خوبم ؛ ما کریم هستیم و کریم زاده ؛
اگه میگفت گوشواره مو میخواد خودم بهش میدادم ...
بابا حسین گوشام درد میکنه ...
این روضه منو از پا درآورد ... از اول محرم تا به امروز هر بار یادم اومده یه حالی شدم ...
السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین ...
یا علی و یا حق